علمي فرهنگي |
سلام: آخرین یاداشت
امیدوارم حاله همگی خوب باشه و خوش و خرم باشید
من به نوبه خودم عید نوروز رو به شما تبریک میگم و امیدوارم امسال سال خوب و پر باری از هر لحاظ . برای خودتون و خانواده های گرامیتون باشه
آروزومند آرزوهاتون ابدان



![]()
يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن است

![]()
دوستي يك حادثه و جدايي يك قانون است، پس بيا حادثه ساز و قانون شكن باشيم!

![]()
براي پيروزي در زندگي، دل به دريا ميبايد زد، اما آن كه دل به دريا ميزند ميبايد يقين داشته باشد كه لااقل در اين قمار چيزي چندان نميبازد.

![]()
آقای علی رضا ژیانپور در خواست کمک کرده به آن کمک کنید: از پرستاری اصفهان"
توجه................................توجه همكاران عزيز :چنانچه دسترسي به هر كدام از كاركنان واحدهاي مختلف سازمان تامين اجتماعي در سراسر كشور داريد از ايشان بخواهيد هرچه سريعتر با شماره 09132296613(عليرضا ژيانپور)تماس بگيرند لطفا″درميان دوستان،همدوره هاي دانشگاه، همكاران قديم، اقوام و.... حتما" جستجو كرده و اطلاع رساني نمائيد
چنانچه ازچند دانشجوی در آستانه فارغ التحصیلی بپرسند بعد از فارغ ا لتحصیلی کدام بخش را برای کار کردن انتخاب می کنید مسلما درصد بالایی بخش های ویژه مثل ICUو CCU را نشان می دهند چرا که دانشجو در کارآموزی ها دریافته است که سطح کار کردن در بخش های ویژه تخصصی تر و علمی تر و کم بر خوردتر است و درصد مهارت و دقت و استفاده از علمی که در دانشکده ها آموخته است بالاتر از هر جای دیگر است. تجربه نشان داده است که پرستارانی که در بخش های ویژه مخصوصا CCUمشغول به کار هستند از رضایت شغلی بالاتری برخوردارند حال اینکه ممکن است کار کردن دراین بخش ها از نظر کارانه و مزایای مالی تفاوتی با بخش های دیگر نکند ولی پرستار آنجا را بر می گزیند اما پرستارانی که در بخش های عادی و داخلی کار می کنند نوعی دلسردی،دلزدگی و خستگی بیش از حد دارند .
توجه به این واقعیت و نگاه به وضعیت ایده آل پرستاری کشورهای پیشرفته نشان می دهد که پرستاری در کشور ما چقدر از معیار های روز دنیا عقب است و چقدر وزنه نداشته هایش سنگینی می کند .
امروزه پرستاری تخصصی در دنیا آن هم در همه زمینه ها به عنوان علم کاربردی پذیرفته شده است و به نسبت تمام بخش های بیمارستانی پرستاران مجرب و متخصص دارند که این امر می تواند مراحل پلکانی علاقه و انگیزه و کار کردن در بخش های دلخواه را رقم بزند و آنها بیش از پیش به بحث ارتقاء جایگاه خود امیدوار باشند حال اینکه در کشور ما نه جایگاه پرستار تازه وارد مشخص است و نه پرستاری که ۱۰ سال تجربه کاری دارد،هم چنین وضعیت جایگاهی و روبه جلو سر پرستار مشخص نیست و نیز تفاوت زیادی از نظر علمی بین دانشجوی کارشناسی ارشد و استاد خویش حس نمی شود .
واقعیت این است همه نگاههای پرستار به بن بستی تلخ می خورد که نهایت کار پرستاری را در دو جا می بیند اول اگر شانس با وی یار باشد و بتواند قابلیت های خود را نشان دهد در دراز مدت خود را سر پرستار بداند که باز جایگاه یک سر پرستار تفاوتی با پرستار ساده نمی کند و در بسیاری از موارد توسط یک دانشجوی انترن پزشکی مورد مواخذه قرار می گیرد و هزار موارد دیگر که باعث می شود ارتقاء جایگاه به این صورت تفاوتی برای پرستاران نداشته باشد و دوم اینکه خود را عضو هیئت علمی دردانشکده ها ببیند که در اینجا نیز تعاریف درست نیست و هنوز مربی جایگاه یک استاد را ندارد و صد البته انگیزه واعتماد به نفس را ندارد چون آن چیزی را که او را به این سمت کشیده است فرار از گزینه اول است نه تلاش و مجاهدت علمی برای ارتقاء وضعیت موجود.
به نظر نگارنده ریشه بسیاری از نا بسامانیهای پرستاری چه از نظر نداشتن تخصص و مهارت و مرگ تدریجی دانسته ها و چه از نظر یاس و نا امیدی و کاستن از انگیزه شاید در نداشتن حس تعهد و مسئولیت به حرفه خویش باشد و آن هم به دلیل نداشتن طرح ،برنامه و چشم انداز علمی و صنفی و تعبیه نشدن اتاق فکر در دانشکده های پرستاری است
همین عامل یعنی نبودن افراد دلسوز با توانائیهای زیادکه برای ارتقاء پرستاری فکر کنند و از تمام وجود مایه بگذارند باعث شده است تخصص و نشاط و پویایی و رشد علم پا به پای حرفه پزشکی نداشته باشیم تفاوت زیاد بین تئوری تا عملی باعث دلزدگی دانشجو می شود در یک مثال:شاخه بهداشت جامعه با حجم ۴۰ واحد درسی می تواند به عنوان یک تخصص پرستاری در جامعه قرار گیرد و عملا دانشجوی متخصص بعد از فارغ التحصیلی در دانشکده ها پذیرفته شود اما عملا می بینیم که جایگاه آن در جامعه صفر در صد است در حالی که در کشور های پیشرفته در همه زمینه ها پرستار تخصصی دارند حتی در ICUپرستار متخصص سوختگی ،حوادث،قلب و عروق و… جداگانه که مدارک و مدارج علمی را طی می کنند اما در کشورمان می بینیم که عملکرد نهاد هایی مولد علم همچون دانشکده های پرستاری سبب شده است تا در یک رکود و سر درگمی قرار گیریم تا جایی که مسئولین ادعا کنند دانشکده های پرستاری باید برچیده شود و به جای آن همچون گذشته دوره های ۳ماهه و یا ۶ ماهه تربیت پرستار دایر شود .
توجه به همین جمله باید انقلاب و شورشی در دل هر استاد و مربی پرستاری به پا کند که خود و دانشجوی مشتاق خود را به دانستن و دانستن و دانستن تشویق کند و از هیچ تلاشی فروگذار نکند چرا که در این برهه زمانی که به عقیده بسیاری از افراد که مسائل پرستاری را دنبال می کنند، یک بحران اندیشه ای و نگرشی برای پرستاران است تلاش علمی و مخصوصا تلاش صنفی یک استاد در فراهم آوردن شرایط ایده آل و رو به جلو به ویژه ایجاد همین جایگاههای تخصصی سبب می شود رشد و پویایی باز به دانشکده ها و محیط کار پرستاران باز گردانده شود و دانشکده های پرستاری از حالت ایستایی خارج شوند.
نباید گذاشت دگر باوری جایگزین خود باوری شود و نباید اجازه دادکه تعریف های غلط که امروزه در باور هر پرستاری است جایگزین جهش و خود باوری شود. که این مورد خود وظیفه دانشکده ها را علاوه بر تلاش علمی ، در فعالیت های فرهنگی نیز روشن و اجتناب پذیر می سازد.
بهزاد بیگی دانشجوی ترم۸ دانشکده پرستاری بقیه الله (عج)
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|